فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

426

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

موظف ، عبارت بودند از سه توپچى ، پانزده شانزده نفر خدمهء سفير ، ده دوازده بردهء وى ، چند پيشخدمت كشتى ، يك كشيش و يك روحانى كبوشى به نام برادر فيليپ . هنگامى كه در هواى آرام پيش مىرفتيم و هنوز شهر از ديدرسمان خارج نشده بود ملاحى فرياد زد كه يازده كشتى دزدان دريائى را كه كشتيهاى ديگرى نيز در دنبال آنهاست در جلو كشتى مىبيند . اين ملاح گفت كشتيهاى مزبور بادبان برافراشته‌اند و پاروزنان براى شناسائى به كشتى ما نزديك مىشوند . بر اثر اين خبر سر و صدا و بىنظمى در كشتى حكمفرما شد زيرا هيچ‌چيز براى دفاع آماده نبود . انبار كوچك كشتى چنان از كيسه‌هاى دارچينى و صندقها و چليكها انباشته بود كه آماده كردن وسائل ضرورى براى دفاع در مدتى اندك ممكن نبود . بر اثر اين جنجال ، سفير از اطاق خود خارج شد و در همان حال كه خدمهء خويش و ملاحان را از به راه انداختن جنجال سرزنش مىكرد دستور داد دو عراده توپ روى عرشه و دو عرادهء ديگر براى دفاع از سكان در عقب كشتى نصب كردند زيرا جاى ديگرى براى نصب آتشبارها نبود . چون ناخدا بمحض مشاهدهء كشتيهاى دزدان عقب كشتى را در مسير باد گذاشته بود تا فرصت كافى براى گرفتن حالت دفاع داشته باشد ، سفير فرمان داد همهء كنارهء كشتى و عقب آن و راهروها را با كيسه‌ها و صندوقها و ديگر وسائل داخل اطاقها سنگربندى كنند . همهء اشخاصى را كه در اختيار داشت در نقاط مختلف كشتى گماشت و آنان را با بيست تفنگ فتيله‌اى و نه يا ده تفنگ سرپر مجهز كرد . به دستور وى پيشخدمتها همهء ديگها و ديگر ظرفهاى آشپزخانه را پر آب كردند تا براى خاموش كردن شعله‌هاى آتشى كه معمولا دزدان دريائى هنگام حمله بسوى كشتى پرتاب مىكنند آماده باشد . چون معمولا نخستين جائى از كشتى كه آتش مىگيرد بادبانها و بالهاى كشتى است ، به دستور سفير بادبانها را پائين كشيدند . هنگامى كه اين كارها با چابكى ممكن انجام شد كشتى راه خود را در پيش گرفت و بسوى دشمن كه اكنون در جائى ثابت ايستاده بود پيش رفت . دزدان كه بادبان خود را بر خلاف آنچه ظاهرا بايد باشد